Free Link Exchange

دارم برگ میکشم...

نه سیگار برگ!!!

برگ برگ خاطرات سوخته ام را....

که داخل سیگارم ریخته ام...

w477_images_9.jpg




و مرگ مُردن نیست


و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست !

من مردگان بیشماری را دیده ام که راه میرفتند ،

حرف میزدند ، سیگار میکشیدند !!




سیگار و مشروب با طعم هم آغوشی

.

.

.

.

.

.

یعنی فراموشی

فراموشی

فراموشی...

 


 

 

  مرا به تختم ببندید

و سیگاری برایم روشن کنید و تنهایم بگذارید 

                                              هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید

                    من دارم او را ترک میکنم !!!



 فروشگاه خرید اینترنتی

یک پاکت سیگار . . .

شراب به مقدار لازم . . .

یه دل پر . . .

اینجا شروع ماجراست . . .

انتهایش را خدا هم نمیداند

خـوش بـﮧ حـالــَـتــ ••• فـاحــِشـﮧ •••

بـا تـَنـت بـازے مـے ڪـُنـنـב

نـــَــهـ ::::◄ בلــَتــــ

خـوش بـحآلـَت فـآحـشــہ ...


از هـمآن اوَل ميـבآنــے از تـو
چـہ مـے خوآهـَنـב ...

خـوش بـحآلـَت كـہ كسـے تـو رآ بآ حـَرف هآے عـآشـقـانـہ
خآم نمـے كـنـב ...

خـوش بـحآلـَت كـہ از هـمآن اوَل ميـבآنــے
آבم هآے كـنآرت

مـُوَقـَتـے هـَسـتـنـב وَ بآ طـلوع
خـورشيـב تـَركـَت مـے كـنـنـב ...

خـوش بـحآلـَت كـہ هيـچ وَقـت انـتـظآرَشان
رآ نمـے كشـے ...

وَ مـے دآنـے شآيـَב بـَرآے شـَب ديـگـَرشآن فـآحـشـہ
בيـگـَرے رآ

בر آغـوش
בآشـتــہ بآشـَنـב ...

مـَن فـآحـشـہ
نـَبوבم ،هـيـچ كـבام از ايـن هآ رآ هـَم نمــے בآنـستـَم ...

شآيـَב بـَرآے هـَمـيـن
اسـت كـہ حآلآ

مـَعشوقـہ مـَن هـَم בر آغـوش
تـو مــے خـوآبـَد...


بعضی " آه " ها را

هر چقدر هم که از ته دل بکشی

باز هم سینه ات خالی نمی شود...
.

 

لعنت به خیابانهایی که فروختن مواد در آن آزاد است

 اما

 گرفتن دستان کسی ک دوستش داری در آن جرم است




وقتے בو عـآشق از هم جـُבآ میشـטּ . . .

בیگــہ نمــے تـونــــــــــטּ مثل قبل בפּوست بـآشـטּ . . .

چـوטּ بــہ قلب همـבیگــہ زפֿـم زבטּ . . .

نمیتـونـטּ בشمـטּ همـבیگــہ بـآشـטּ . . .

چــوטּ زمـآنــے عـآشق بـوבטּ . . .

تنــہــآ مـــےتـونـــــــטּ آشنـآتریـטּ غریبــہ برآے همـבیگــہ بـآشـטּ

 


من هرزه نیستم

 


اگر پشت شمشادها ، گذاشتم مرا ببوسی

خواستم بدانی


آنقدر حس دوست داشتنت قوی بود

... که از تمام اعتقاداتم گذشتم



و تو پشت سرم به همه گفتی :

- چقدر هرزه بود ، تنش می خارید .



دیگر با هیچ بره ای دوست نخواهم شد ،

همه ی بره ها روزی گرگ می شوند...

 

 


از وقتــے ڪـﮧ نيسـتے،خـدا مے دانـد،
چقــدر آب به صـورَتـم پـاشيـدم لعنــتے ..
اين کـابوس انقــدر واقعے ست
که از خواب بيــدار نمے شـوم

 

 

میروے...

مــن هم برای اینــکه راحت تـــر بروے...

میگویــم: "برو؛خیــالی نیست"

...امــــا...

کیست که ندانــــد...

بی تــــــو...

تنــہــا چیــزے که هست...

"خیـــال توست".....!!

 

 

 


سگ مظهر وفاداریست
اما
همیشه میگویند
مث سگ
پشیمون میشی ،
...
آری ،
همیشه

آخر وفاداری ، پشیمانیست

 


من زنـــم 
نگاه به ناتوانییهایم نکن اگر بخواهـــــم ......
تمام هویت مـــــردانه ات را به خــــاک و آتــــش خواهــــم کشیــــد

 

 

 

جیره ی سیگارم را بدهید!
و تنهایم بگذارید !!!!
در من
تیمارستانی
قصد شورش دارد..


بهم مي گي سيگار نكش...
وقتي نيستي كه آرومم كني چي كار كنم؟
تو باش.... نذار از بقيه بكشم...
من سيگار نمي كشم


چقدر تلخ بود کودکیم !
که سیگار را قاتل پدرم می دانستم و چقدر سخت است امروز که قاتل پدرم را روزی هزار بار می بوسم . . .



هرگز !
هیچکس باور نکرد...
که برف ....!
تکه های خود کشی ِ یک ابر است...

 


ﺭﻭ ﭘﺎﻛﺖ ﺳﻴﮕﺎﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:


ﺳﻴﮕﺎﺭ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺍﻃﺮﺍﻓﻴﺎﻧﺘﺎﻥ ﺯﻳﺎﻥ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ...

ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ:

ﺗﻮ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﻦ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻦ ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻭﻧﻢ ﻛﻪ ﺷﺪﻩ ﺳﻴﮕﺎﺭﻭ ﺗﺮﻙ ﻛﻨﻢ...


باید یاد می گرفتم
از هر چیزی عشق و خاطره نسازم
شاید
منظور باران من و تو نبودیم ... !!!

 


غــم که نوشتن ندارد نفوذ می کند در استخوان هایت…
جاسوس می شود در قــلبتـــ
آرام آرام از چشم هایت میریزد بیرون…


چي شد که سيگاري شدی؟

يه شب بارون ميومد … خيلي تنها بودم.
-- چي شد که ترک کردي؟
يه شب بارون ميومد … ديگه تنها نبودم.

... ... ... ... -- چي شد الکلي شدي و سيگار رو دوباره شروع کردي؟
... ... ... ... ......يه شب بارون ميومد … دوباره تنها شدم.
-- چي شد آوردنت اينجا، بستريت کردن؟
يه شب بارون ميومد … خيلي تنها بودم… تو خيابون ديدمش … اون تنها نبود...


هـــي فلانــي ..

مـن زاده ي تنهاييــم ..

خــدا تـو را بــراي او نـگه دارد .. .


خــدايـــــا.........
بُـت بود، بــت شکن فــرستادي !

من پر از بغـضم ....
بغـض شکـن هــم داري؟؟؟؟!!!!


زنــی را دیـدم :

بـه دنــیا آمـد تـا دختـر کســی شـود ،

ازدواج کـرد تـا هـمدم کســی شـود ،


بـچه دار شـد تــا مـادر کســی شـود ،

بــرای هـمه کســی شـد ، 

امـا خـودش بیـکس مــاند .. .


روزی خواهد آمد كه من و تو , یك جایی خیلی دور از هم ...

شب و روز در آغوش یك غریبه , بیقــــرار هم باشیم...

و بعد از هر بار هم آغوشی..


بـــه یـــاد آغـــوش هـــم , بی صدا گریه کـــنـــیـــم...

  گفت:انقدر سيگار نکش ميميرى
گفتم:اگه نکشم ميميرم
گفت:اگه بکشى با درد ميميرى
گفتم:اگه نکشم از درد ميميرم
گفت:دود سيگار جلوى درد رو نميگيره
گفتم:هواى صاف هم جلوى مرگ رو نميگيره
يکم نگام کرد و گفت:بکش.....

آره سیگار می کشم که منت نامرد نکشم !
سیگار می کشم که از نارفیق نکشم !
سیگار میکشم که بتونم غم و غصه هامو تنها رو دوشم بکشم !
تو از پشت خنجر نزن نمیخواد به فکر سلامتیه ما باشی . .

 

 

دنیـا تنهایــی های زیــادی داره 
امــــا
تنهایـــی من عجـب دنیایــــی داره...

 

همیشه نمی شود
زد به بی خیالی و گفت:
تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...
یک وقت هایی
شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای...
...
کم می اوری
دل وامانده ات
یک نفر را می خواهد!
 

دختر بودن سخت است...خیلی سخت...

 

دختــــــــــــر بودن خیلی سخت است

گرچه پسر بودن هم آسان به نظر نمیرسد

اما...اما...
...

... ... دختر که باشی،دوست داری کسی باشد

با تو حرف بزند

در آغوشت بکشد

نگذارد غریبی کنی

دل به چشمانش ببندی و شانه اش را برای گریه هایت نشانه بگیری

وقتی خوب غرق در اشک چشمانت شد،سرت را میان دو دستش بگیرد

بوسه بر پیشانیت بزند

و آرام بگوید: " من اینجا هستم نازنینم،آسوده خیال باش..."

و تو به او بنگری و از احساسات گیجی و سردرگمی بیرون آیی...

دختـــــــــــــــر بودن هرگز آسان نیست.

دنیای بی کسی...

کُل ِدُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشـے

باز هَم دِلَت میخواهَد...
 
بَعضــے وَقتهــا ..

فَقَط بَعضــے وَقتهـا ...

بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده ...

هَمِـﮧے ِدُنیاے ِیــِک نَفَر باشــے...
 

عاشقانه های بیهوده...

تــو
انقـدر از هرزه ها دوستت دارم شنيدي
که
عاشـقانه هاي من
برايت گـزافه اي بيش نبـود !

یا تو یا هیچکس...

گفته بوديـــ :
- يا تو يا هيچکســ !!!!
وليـــ منــ سادهــ انگار فراموشـــ کردهــ بودمــ ...
کهـ اين روزها هيچکســ ــ همــ برای خودشــ کسيستــ ...

همه تنهاییم...

 

‏Photo: فرقی نمیکنه دور و برت چقدر شلوغ باشه !

وقتی از درون تنهایی ... !!!‏

نجار ها هم کورند ،
هنوز تخت دو نفره می سازند ...
نمی بینند همه تنهاییم ..!

حتی آنهایی که دو نفره می خوابند ...!